ال آی در لاله پارک وبازم عکس
جمعه سه تایی رفتیم لاله پارک،منو بابایی و شما،قبل ظهر بود قرار بود واسه نهار هم بریم خونه ی عزیز جون اینا، واسه همین عجله داشتیم واز اونجا واسه دختر گلم کمی خرید کردیم با هزار مصیبت میدونی که این روزا خیلی شیطونی میکنی ،نه تو کالسکت مینشستی و نه تو بغلون میموندی همش میخواستی بدویی همه لباسا ی فروشگاه رو ریخته بودی به هم منم که داشتم از خجالت آب میشدم آخر سری دوسه تا خرت وپرت خریدیم ،بابایی هم میخواست واسه خودش لباس بخره که دیدیم خیلی دیر شده و گفتیم بمونه واسه یه وقت دیگه،از اونجا رفتیم خونه ی عزیز اینا ونهارمونو خوردیم و عصری هم اومدیم خونه ی مامانی اینا وشاممون رو هم اونجا خوردیمو برگشتیم خونمون خلاصه آخر هفته ی خوبی بود.








ژست های مختلف ال آی وقتی از خواب بیدار میشه




ومثل هر روز بیدار شدن با لب خندون

مامان فدات بشه که همیشه خنده رو لبهاته

ال آی خانومی وقتی به مامانش کمک میکنه و سبزی پاک میکنه


ودر آخر......................



ال آی در لاله پارک وبازم عکس 

